سیصد جملهمجموعه ای از سخنان قصار و کوتاهارد بزرگ ، فردریشنیچه و جبران خلیل جبرانبه کوششامیر ھمدانیتقدیم به یکایک ایرانیان وطن دوست نویسنده  Ehsan خوار نمودن ھر آیین و نژادی به کوچک شدن خود ما خواھد انجامید . اُرد بزرگجنبشتساوی خواھی زنان موجب می شود زن از زنانه ترین غرایز خود دور میشود . فریدریشنیچهو کدامین ثروت است که محفوظ بدارید تا ابد؟آنچه امروز شما راست ، یک روز به دیگری سپرده شود.پسامروز به دست خویش عطا کنید ، باشد که شھد گوارای سخاوت ، نصیب شماگردد ، نه مرده ریگی وارثانتان. جبران خلیل جبرانھمواره آدمیان محیط و چنبره بدی و پلیدی را با دانشو اندیشه برتر خویشبسته وبسته تر می سازند . اُرد بزرگبرخلاف ‹‹اندیشه ھای مدرن›› درباره ی زن و مرد، آموزش واقعی در مورد رابطه یجنسھا را باید در فرھنگ ھای شرقی یافت. فریدریشنیچهاگر گام در معبدی نھادی تا اوج فروتنی و ھراس خود را اظھار کنی ، برای ھمیشهبرتری کسی نسبت به کسدیگر نخواھی یافت . برای تو کافی است که گام درمعبدی نھی ، بی آنکه کسی تو را ببیند . جبران خلیل جبرانسازگاری با زیستگاه و تلاش برای بھتر شدن جایگاه کنونی ویژگی ناب آدمھای پاکاست . اُرد بزرگسنجیدگی و ھنر زن در دلربایی، شوخ وشنگی، و سبکسری است؟ چرا آنان باید بهدنبال کشف حقیقت زن باشند ، در حالیکه ھنر بزرگ او دروغگویی و مھم ترین مسالهمورد علاقه اش سرو وضع و زیبایی است؟ فریدریشنیچهھنگامی که در سکوت شب گوش فرا دھی خواھی شنید که کوھھا و دریاھا وجنگلھا با خود کم بینی و ھراسخاصی نیایشمی کنند . جبران خلیل جبران ھنر خوراک روان و ھنرمند آفریننده آن است . بارگاه ھنر با ھیچ جایگاھی درخورارزیابی نیست . اُرد بزرگمرد و زن ھر دو خود را در مورد یکدیگر فریب می دھند، زیرا آنچه برای آنان گرامی وقابل احترام است، تنھا آرمان ھای خودشان است. فریدریشنیچهچون عاشقی آمد، سزاوار نباشد این گفتار که : خدا در قلب من است ، شایسته ترآن که گفته آید : من در قلب خداوندم. جبران خلیل جبرانبزرگترین نابکاری آن است که بپنداریم برای آنکه برترین باشیم باید دست به ویرانگریچھره دیگران بزنیم . اُرد بزرگزن بازیچه ای باد پاک و ظریف، ھمچون گوھری، رخشان از فضیلت ھای جھانی کهھنوز در کار نیست.در عشق تان فروز ستاره فروزان باد! وامیدتان این باد: بادا که ابرانسان را بزایم!. فریدریشنیچهزجر کشیده ! تو آنگاه به کمال رسیده ای که بیداری در خطاب و سخن گفتنت جلوهکند . جبران خلیل جبرانآنکه نمی تواند از خواب خویشبرای قراگیری دانشو آگاھی کم کند توانایی برتری وبزرگی ندارد . اُرد بزرگمرد خواھان حقیقت است اما زن موجودی سحطی نگر است. فریدریشنیچهاندوه و نشاط ھمواره دوشادوش ھم سفر کنند و در آن ھنگام که یکی بر سفره یشما نشسته است ، دیگری در رختخوابتان آرمیده باشد.شما پیوسته چون ترازوییدبی تکلیف در میانه اندوه و نشاط . جبران خلیل جبران آنگاه که شب فرا رسید و ھمه پدیدگان فرو خُفتند ابردریاھا به پا می خیزند، آیا تو ھمبر می خیزی ؟ اُرد بزرگقدرت خواھی بشر و نه میل به شناخت اولین عامل برای گرایشاو به فلسفه بودهاست. فریدریشنیچهبسیاری از دین ھا به شیشه پنجره می مانند.راستی را از پسآنھا می بینیم، اماخود، ما را از راستی جدا می کنند . جبران خلیل جبرانبدبخت کسی است که نمی تواند ناراستی خویشرا درست کند . اُرد بزرگکسی که آرمان نداشته باشد کمتر لاابالی ست تا کسی که راه رسیدن به آرمانشرانمی داند. فریدریشنیچهچه زیباست ھنگامی که در اوج نشاط و بی نیازی ھستی دست به دعا برداری .جبران خلیل جبرانھنگام گسست و بریدن از ھمه چیز ، می توانی بسیاری از نداشته ھا را در آغوشکشی . اُرد بزرگبشر برای فرار از خدا طبیعت را عامل ھمه چیز می داند و قانونی در طبیعت در کارنیست بلکه پدیده ھای طبیعی به دلیل قدرت به وجود می آیند. فریدریشنیچهحاشا که آواز آزادی از پسمیله و زنجیر به گوش تواند رسید و از گلوگاه مرغان اسیر .جبران خلیل جبرانPDF created with pdfFactory Pro trial version www.pdffactory.comآھنگ دلپذیر ، ریتم و آوای طبیعت است. اُرد بزرگمردان بزرگ فقط آرمان ھای خود را نمایشداده اند. فریدریشنیچهچه ناچیز است زندگی کسی که با دست ھایشچھره خویشرا از جھان جدا ساختهو چیزی نمی بیند، جز خطوط باریک انگشتانشرا . جبران خلیل جبرانارزش استاد را دانستن ھنر نیست ، بلکه بایستگی و وظیفه است . اُرد بزرگسیاستمدار انسانھا را به دو دسته تقسیم میکند: ابزار و دشمن. یعنی فقط یکطبقه را میشناسند و آن ھم دشمن است. فریدریشنیچهنیازھای انسان در حال دگرگونی است و تنھا چیزی که دگرگون نمی شود عشق بهاوست ؟ زیرا عشق او باید پاسخگوی نیازھایشباشد . جبران خلیل جبرانفرمانروا با اندیشه وزیران توانمند خویش فرمانروایی می کند . اُرد بزرگآزادی ابر انسان تنھا در صورتی واقعی است که در زمان فراشد و در ساختن آینده ییبر پایه گذشته عملی شود. فریدریشنیچهاگر کار و کوششبا محبت توام نباشد پوچ و بی ثمر است ، زیرا اگر شما با محبت بهتلاشبرخیزید ، می توانید ارواح خویشرا با یکدیگر گره بزنید و آنگاه ھمه شما باخدای بزرگ پیوند خورده اید. جبران خلیل جبران ھیچ گاه در برابر فرزند ، ھمسرتان را بازخواست نکنید . اُرد بزرگباید در محدوده ی امکانات زمینی بیافرینیم، و در آفرینش به زمین وفادار بمانیم .فریدریشنیچهذات آدمی اقیانوسی است خارج از محدوده وزن و سنجش. ذات خود را شکوفا میسازد مانند گلی با گلبرگھای غیر قابل شمارش . جبران خلیل جبرانآرمان و انگیزه ھویدا ، ویژگی آدم کار آمد است . اُرد بزرگاراده یک احساسنیست بلکه شامل احساس ھای متعدد است و نمی توان آن را ازاندیشه جدا کرد. در عین حال اراده یک شور است و کسی که اراده می کند بهاشتباه اراده را با عمل یکی در نظر می گیرد. فریدریشنیچهدر پھنه ی پندار و خلسه ی خیال ، فراتر از پیروزیھای خود بر نشوید ، و فروتر ازشکستھای خود نروید . جبران خلیل جبراناگر دیگران را با زیباترین منشھا و صفات بخوانیم چیزی از ارزش ما نمی کاھد بلکه او رادلگرم ساخته ایم آنگونه باشد که ما می گویم . اُرد بزرگغرور و فریب رواقیون دلیل علاقه آنھا به اخلاق و آمیختن آن با طبیعت است. زیرا تفکررواقی درواقع نوعی استبداد راندن بر خویشتن است و چون فرد جزئی از طبیعتاست پسطبیعت نیز استبداد را بر او حاکم می کند. فریدریشنیچهبرادرم تو را دوست دارم ، ھر که می خواھی باش ، خواه در کلیسایت نیایشکنی ،خواه در معبد، و یا در مسجد . من و تو فرزندان یک آیین ھستیم ، زیرا راھھای گوناگوندین انگشتان دست دوست داشتنی "یگانه برتر " ھستند ، ھمان دستی که سویھمگان دراز شده و ھمه آرزومندان دست یافتن به ھمه چیز را رسایی و بالندگی جانمی بخشد . جبران خلیل جبران ھر چه بلند پروازتر باشید تپشدلتان کمتر خواھد شد . فشار و دردھای روانیتان نیز .اُرد بزرگاراده زندگی برتر و نیرومند تر در مفھوم ناچیز نبرد برای زندگی نیست، بلکه در ارادهجنگ اراده قدرت و اراده مافوق قدرت است! فریدریشنیچهزندگی روزمره شما پرستشگاه و نیز دیانت شماست . جبران خلیل جبرانالگوی انسانی شما ھر چه بزرگتر باشد سرنوشت زیباتری در برابر شماست . اُردبزرگتوان خواھی می تواند بر گذشت زمان پیروز شود . فریدریشنیچهپیشوایان ، دانه ھای نبات و گیاھان ناشناخته و شگفت انگیزی ھستند که به ھنگامباروری و کمال قلبشان به باد ھدیه می شود تا بر روی زمین پراکنده شوند . جبرانخلیل جبرانمیندیشکه دیگران ، تو را به آرمانت خواھند رساند . اُرد بزرگزندگی، زمین و ھستی، درد و رنج و بلا نیست. فریدریشنیچهاگر کلمات برای فھم شما دشوار است ، ھرگز درپی روشن ساختن آنھا نباشید ، زیراپیچشھا و گره ھای ھر چیز ، در آغاز دشوارند نه در پایان . جبران خلیل جبران رَد راستی ، رَد خویشتن است . اُرد بزرگاگر علم و دانشما این ھمه به بی طرف بودن خود می نازد، از آن روست که جزکنجکاوی ناسالمِ ناتوانان چیز دیگری ندارد . فریدریشنیچهاندرز جبران خلیل جبران به ھمسران جوان :جام یکدیگر پر کنید ، لکن از یک جام ننوشید .از نان خود به ھم ارزانی دارید ، اما ھردو از یک نان تناول نکنید . جبران خلیل جبراناھل خرد ، پیشتاز روزگار خویشاند . ارد بزرگعمل می کنند، یعنی از « سربازان غارتگر » بدترین خوانندگان کتاب آنانی اند که چونھر جا که دستشان برسد تکه یی بر می دارند. فریدریشنیچهمبادا او که دارای اشتیاق و نیرویی فراوان است ، به کم شوق طعنه زند که : "چرا توتا این حد خمود و دیررسی؟! " .زیرا ، ای سوته دل ! فرد صالح ھرگز از عریان و لختنمی پرسد " لباست کو؟! " و از بی پناه سوال نمی کند " خانه ات کجاست ؟! " .جبران خلیل جبرانھم رنگ دیگر کسان شدن ، باور ھیچ کدام از بزرگان نبوده است . اُرد بزرگاکنون به شما می گویم که مرا گم کنید وخود را بیابید.وتنھا آن گاه که ھمگان مرا انکارکردید، نزد شما باز خواھم آمد. فریدریشنیچهوقتی حیوانی را ذبح می کنی ، در دل خود به قربانی بگو:نیروی که فرمان کشتن تو رابه من داد ، نیرویی است که بزودی مرا از پای در خواھد آورد و ھنگامی که لحظهموعد من فرا رسد ، من نیز ھمانند تو خواھم سوخت ، زیرا قانونی که تو را در مقابلمن تسلیم کرده است بزودی مرا به دستی قوی تر خواھد سپرد. خون تو و خون منعصاره ای است که از روز ازل برای رویاندن درخت آسمانی (در آن سویی طبیعت )آماده شده است. جبران خلیل جبرانPDF created with pdfFactory Pro trial version www.pdffactory.comبزرگترین کارخانه نابودی توانمندیھا ، آیین آموزشی نادرست است. اُرد بزرگسرنوشت من این است که پساز مرگ دوباره به دنیا بیایم . فریدریشنیچهای که در رنج و عذابی ! تو آنگاه رستگاری که با ذات و ھویت خویشیکی شوی .جبران خلیل جبراندشمنی و پادورزی ، به آدم خردمند انگیزه زندگی می دھد . اُرد بزرگآنچه که باید بیشترین علاقه را در ما به وجود آورد این نیست که آیا تفسیر ما از جھان،حقیقی است یا دروغین ، بلکه این است که آیا این تفسیر، خواست قدرت را براینیرومندی و کنترل جھان پرورش می دھد ، یا ھرج و مرج و ناتوانی را. فریدریشنیچهتاسف ، ابرسیاھی است که آسمان ذھن آدمی را تیره می سازد در حالی که تاثیرجرائم را محو نمی کند . جبران خلیل جبرانآدم ھای بزرگ به خوشی ھای کوتاه ھنگام تن نمی دھند . اُرد بزرگحقیقت چیزی نیست که باید یافته یا کشف شود، بلکه چیزی است که باید آفریدهشود و فرایندی را نامگذاری کند ؛ شناساندن حقیقت نوعی تعیین فعالانه است و نهآگاه شدن از چیزی که به خودی خود قطعی و تعیین شده است.که آن واژه دیگریاست برای خواست قدرت . فریدریشنیچهنفرین بر او که با بدکار به اندرز خواھی آمده ھمدستی کند. زیرا ھمرایی با بدکار مایهرسوایی، و گوش دادن به دروغ خیانت است. جبران خلیل جبرانPDF created with pdfFactory Pro trial version www.pdffactory.comزیبارویی که می داند ، زیبای ماندنی نیست ، پرستیدنی است . اُرد بزرگدر این جھان، آن کسی به نابودی می رود که نتواند به ‹‹مفسر››ی خود مختار بدلشود. آنگاه است که او دیگر نه در مقام شخص، بلکه در مقام عدد یا رقمی آماریخواھد زیست. فریدریشنیچهآموختن تنھا سرمایه ای است که ستمکاران نمی توانند به یغما ببرند . جبران خلیلجبرانبرای پویایی و پیشرفت ، گام نخست از پشت درھای بسته برداشته می شود . اُردبزرگپاکی نفسجدایی می آورد. فریدریشنیچهبه روزگار شیرین رفاقت سفره ی خنده بگسترید و نان شادمانی قسمت کنید . بهشبنم این بھانه ھای کوچک است که در دل ، سپیده می دمد و جان تازه می شود .جبران خلیل جبرانجایی که شمشیر است آرامشنیست . اُرد بزرگانسان نمی تواند از غرایز خود فرار کند ، وقتی از خطر جانی دور شود دوباره بهغرایزش برمی گردد. فریدریشنیچهکار تجسم عشق است. جبران خلیل جبرانریشه کارمند نابکار ، در نھاد سرپرست و مدیر ناتوان است . اُرد بزرگنسبت به فرد پایین تر از خود نفرت نداریم بلکه نسبت به فرد برابر با خود یا بھتر ازخود. فریدریشنیچهشما را اگر توان نباشد که کار خود به عشق در آمیزید و پیوسته بار وظیفه ای را بیرغبت به دوش می کشید ، زنھار دست از کار بشویید و بر آستان معبدی نشینید و ازآنان که به شادی ، تلاشکنند صدقه بستانید.زیرا آنکه بی میل ، خمیری در تنور نھد ،نان تلخی واستاند که انسان را تنھا نیمه سیر کند ، و آنکه انگور به اکراه فشارد ،شراب را عساره ای مسموم سازد ، و آنکه حتی به زیبایی آواز فرشتگان نغمه سازکند ، چون به آواز خویش عشق نمی ورزد ، تنھا می تواند گوش انسانی را بر صدایروز و نجوای شب ببندد. جبران خلیل جبرانفرمانروایانی که یک شبه دارای توان می شوند ، با تلنگری فرو می ریزند . اُرد بزرگکسی که بخواھد به سمت معرفت برود از خدا فاصله می گیرد. فریدریشنیچهشما می توانید بانگ طبل را مھار کنید و سیم ھای گیتار را باز کنید ، ولی کدامیک ازفرزندان آدم خواھد توانست چکاوک را در آسمان از نوا باز دارد؟ جبران خلیل جبراندر ھر سرنوشتی ، رازی مھم فرو نھفته است . اُرد بزرگاجحاف نکردن و آسیب نرساندن به دیگران برای رسیدن به برابری ریشه و بنیاد جامعهاست ولی این خواست نفی زندگی ست چون زندگی بھره کشیدن از دیگران استکه ناتوان ترند. فریدریشنیچهمردم ! ھشدار ! که زیبایی زندگانی ست ، آن زمان که پرده گشاید و چھره برنماید .لکن زندگی شمایید و حجاب خود ، شمایید .زیبایی قامت بلند ابدیت است ، نگران منتھای خویشدر زلال آینه .اما صراحت آینه شمایید و نھایت جاودانه شمایید . جبران خلیل جبران آدمھای ماندگار به چیزی جز آرمان نمی اندیشند . اُرد بزرگدر جایی که دیگر تنھا چیز درخشان زر دکانداران است دکانداران سروری کنند! امروزدیگر روزگار شھریاران نیست! آنچه امروز خود را ملت می نامد شایسته ھیچشھریاری نیست. بنگرید که این ملت ھا خود اکنون چگونه چون دکانداران رفتار میکنند: آنان از کمترین بھره در ھیچ زباله ای نمی گذرند! در کمین یکدیگرند و یکدیگر رامی پایند و نام آن را ‹‹حسھمجواری›› می گذارند . فریدریشنیچهاین کودکان فرزندان شما نی اند ، آنان پسران و دختران اشتیاق حیاتند و ھم از برایاو .از شما گذر کنند و به دنیا سفر کنند ، لیکن از شما نیایند . ھمراھی تان کنند ، امااز شما نباشند. جبران خلیل جبرانمردانی که بیشتر از حقوق و ھنجار زنان پشتیبانی می کنند خود بیشتر از دیگران بهنھاد زن می تازند . اُرد بزرگمی خواھم بشریت را به تصمیم ھایی وادارم که به سراسر آینده بستگی دارد. شایدچنین پیشآید که ھمه ھزاره ھا، والاترین عھد و پیمان ھای خود را بنام من ببندند.فریدریشنیچهاز یک خود کامه، یک بدکار، یک گستاخ، یا کسی که سرفرازی درونی اش را رھا کرده،چشم نیک رای نداشته باش . جبران خلیل جبرانخنده فراوان و بلند و پیگیر ، نفیر فرا رسیدن ھنگامه رنج و سختی است. اُرد بزرگزمان ما پیشرس بدنیا آمدگان ھنوز فرا نرسیده است، فقط پس فردا از آن مناست . فریدریشنیچهدھش(بخشش)، آنگاه که از ثروت است و از مکنت ، ھر چه بسیار ، باز اندک باشد ،که واقعیت بخشش ، ایثار از خویشتن است. جبران خلیل جبران اگر آغاز زندگی ات با سپیده دم و روز ھمزاد گشت ھمواره در جست و جوی چراغ وپناھگاھی برای شبانگاھان باش ، و اگر درشب و سیاھی آغاز شد از امید در خودچراغی بیافروز که پگاه خوشبختی نزدیک است. اُرد بزرگایرانیان راستگوترین و راست تیرانداز ترین قوم تاریخ اند. فریدریشنیچهپند آموز است ماجرای مردی که زمین را می کاوید تا ریشه ھای بی ثمر را از اعماقزمین بیرون کشد ، اما ناگاه گنجی بزرگ یافت ؟! جبران خلیل جبرانگاھی تنھا راه درمان روانھای پریشان ، فراموشی است. اُرد بزرگتقریبا ھر چیزی که وجود دارد در معرض تاویل است؛ زندگی خود چیزی نیست جزستیزه و جدال ارزش ھا و مبارزه برای تاویل اندیشه ھا و آرمان ھا. فریدریشنیچهرابطه قلبی دو دوست نیاز به بیان الفاظ و عبارات ندارد . جبران خلیل جبراننقد و ارزیابی بی کینه ، پاداشی است که ارزشآن را باید دانست . اُرد بزرگاندیشه ھای ما، آری و نه گفتن ھای ما، و اگر و اما گفتن ھای ما، ھمه با ھمانضرورتی از درون ما رشد می کنند که میوه از دل درخت- به ھم مر بوط و با ھمخویشاوندند، و ھمه از یک اراده، یک وضع جسمانی، یک خاک، و یک خورشید نشاندارند فریدریشنیچهمگر نه چیزی که امروز در تسلط توست ناچار روزی از دست تو خواھد رفت ؟ پس ،اکنون از ثروت خویشببخشو بگذار فصل عطا یکی از فصلھای درخشان زندگی توباشد . جبران خلیل جبران آنکه دیگران را ابزار پرش خویشمی سازد ، تنھا خواھد ماند . اُرد بزرگزمین روزی از آن ابرانسان می شود . فریدریشنیچهچشمه ساری که خود را در اعماق درون شما پنھان ساخته است ، روزی قد خواھدکشید و فوران خواھد کرد و با ترنم و نغمه راه دریا را درپیشخواھد گرفت . جبرانخلیل جبراندشمن ابزار نابود ساختن آدمی را ، در درون سرای او جست و جو می کند . اُرد بزرگخیر و نباید ھمگانی باشد وگرنه دیگر خیر نیست زیرا چیزھای ھمگانی ارزشی ندارند.فریدریشنیچهمحبت شما را مانند توده ھای سنبل در آغوش می گیرد و در خرمنگاه خود می کوبدتا عریانتان سازد . سپسآن را در غربال ھیجانات روحی می ریزد تا شما را از قیدپوسته ھا آزاد کند . پساز آن ، شما را در آسیای حوادث می گرداند تا درونتان از برفسپیدتر گردد و با اشکھای زلال خود ، شما را خمیر می کند تا نرم شوید ، سپسشما را برای آتشمقدس و پاکی آماده می سازد تا به شکل نان مقدسی در آیید برسفره قدسی خداوند . جبران خلیل جبرانکارمندان نابکار ، از دزدان و آشوبگران بیشتر به کشور آسیب می رسانند. ارد بزرگخطر خوشبختی در این است که آدمی در ھنگام خوشبختی ھر سرنوشتی را میپذیرد و ھرکسی را نیز. فریدریشنیچهشعوری که در پھنه درون کسی فرود آمد ، ھرگز دوبال خود را به دیگری عاریه نمیدھد . جبران خلیل جبران اندیشه و انگاره ای که نتواند آینده ای زیبا را مژده دھد ناتوان و بیمار است . اُرد بزرگحقیقت مانند آب دریا است چون نمک آب دریا زیاد است تشنگی را رفع نمی کند. اگرحقیقت آدمی تحریف شود مثل آب شور دریا خواھد بود که تشنگی اش را رفع نخواھدکرد. فریدریشنیچهھنگام نیایشبه روح خود امکان اوج می دھی تا در ھمان لحظه با تمام ارواحی کهنیایشمی کنند یکی شود ، ارواحی که جز از طریق دعا ھرگز به جمعشان نخواھیپیوست . جبران خلیل جبرانآنکه پیاپی سخنتان را می برد ، دلخوشبه شنیدن سخن شما نیست . اُرد بزرگفیلسوفی که درصدد آفرینشجھان بنابر تصور خویشاست می خواھد ھمه بهفلسفه اش ایمان بیاورند و این ھمان روا داشتن استبداد بر دیگران است. فریدریشنیچهعبادت ، گستردن جان است بر کرانه ی ھستی و آمیزش انسان است با اکسیرحیات . جبران خلیل جبراناگر دست تقدیر و سرنوشت را فراموش کنیم پساز پیشرفت نیز افسرده و رنجورخواھیم شد . اُرد بزرگھیچ پدیده ای اخلاقی نیست بلکه ما آن را اخلاقی تفسیر می کنیم. فریدریشنیچهھر ضعیف و ناچیزی که در میان شما عذاب دیده و نابود گشته است ، نیرومندترین وایستاده ترین چیزی است که در ھستی شماست . جبران خلیل جبران گفتگو با آدمیان ترسو ، خواری بدنبال دارد. اُرد بزرگاز فلاسفه می خواھم که به دنبال حقیقت نروند چون حقیقت نیاز به پشتیبان ندارد.فریدریشنیچهھشدار ! تنھا به عزم نیاز اگر به معبد درون شوید ، ھرگز ھیچ نیابید . جبران خلیلجبرانتوان آدمیان را، با آرزوھایشان می شود سنجید. اُرد بزرگپیشداوری درباره اخلاق به این معناست که نیت اعمال را منشاء آنھا می دانیم.فریدریشنیچهراز نیکی تو در اشتیاقی است که با ذات نیرومند و سرکشتو گره خورده و ایناشتیاق در ھمه شما یکسان نیست . جبران خلیل جبرانآنکه در بیراھه قدم بر می دارد آرمان و ھدف خویشرا گم کرده است . اُرد بزرگآدمی به خاطر نیاز به مراقبت و کمک دیگران با آنھا ارتباط برقرارمی کند. فریدریشنیچهنصیحت جبران خلیل جبران به زوج ھای جوان به ھنگام شادی :و ھمگام نغنمه سازکنید و پای بکوبید و شادمان باشید ، اما امان دھید که ھر یک در حریم خلوت خویشآسوده باشد و تنھا .چون تارھای عود که تنھایند ھر کدام ، اما به کار یک ترانه ی واحد در ارتعاش. جبرانخلیل جبران ساده باش ، آھوی دشت زندگی ، خیلی زود با نیرنگ می میرد . اُرد بزرگباید از دگم گرایی ھا در اندیشه فلسفی دوری کرد. فریدریشنیچهآن که گرفتار رنج و عذاب شده اما با ذاتشو ھویتش ھمنواست ھمانند کشتیاست که سکانشدرھم شکسته و در اطراف جزایر و دریاھا سرگردان است و از ھرطرف محاط در خطرھا ، ای بسا که غرق نشود و به قعر دریا فرو نرود . جبران خلیلجبرانشھامت گله ، ناشی از چوپان بیدار است . اُرد بزرگچھار فضیلت انسان والا عبارت است از : دلیری ، درون بینی ، ھمدلی و تنھایی کهگرایشبه آنھا سبب پاکی می شود. فریدریشنیچهحیات درختان در بخششمیوه است . آنھا می بخشند تا زنده بمانند ، زیرا اگر باریندھند خود را به تباھی و نابودی کشانده اند. جبران خلیل جبراناگر شیفته کارت نباشی ، روانت بیمار می شود و در نھایت پیکرت از پای در خواھدآمد . اُرد بزرگکسانی که به شھود دلایل منطقی را متصل می کنند راه به خطا رفته اند. فریدریشنیچهاگر بکوشی و در پی نصیبی حتی برای خود باشی بدان که صالحی . جبران خلیلجبران چھار چوب نگاه ما زمینی است ، اما برآیند اندیشه ما جنبه آسمانی نیز پیدا می کند .اُرد بزرگزندگی بدون موسیقی اشتباه است. فریدریشنیچهرنجدیده ! اگر بکوشی تا چیزی از مال خویشرا به مردم بذل کنی بی تردیدرستگاری . جبران خلیل جبرانجفتت اگر پرید برای پریدن عجله نکن . اُرد بزرگبشر را مشتاق زندگی ساده و ھمراه با ریاکاری اخلاق گرایانه می بینم. فریدریشنیچهھنگامی که سیبی را با دندانھای خود له می کنی در قلب خویشبه آن بگو :دانه ھاو ذرات تو در کالبد من به زندگی ادامه خواھند داد. شکوفه ھایی که باید از دانه ھاییتو سر زند ، فردا در قلب من شکوفا می شود .عطر دل انگیز تو ، توام با نفسھای گرممن به عالم بالا صعود خواھد کرد ، و من و تو در تمام فصلھا شاد و خرم خواھیم بود.جبران خلیل جبرانسخن بدون پشتوانه ، یعنی گزاف گویی . اُرد بزرگآنچه آدمی را والا می کند مدت احساس ھای والا در اوست نه شدت آن احساس ھا.فریدریشنیچهدر میان شما ھستند کسانی که خواسته اند برای گریز از تنھایی و بیقراری ویکنواختی ، به زیاده گویی و یاوه سرایی روی آورند ، زیرا سکوت تنھایی تصویرروشنی از ذات عریانشان را در برابر چشمانشان می گشاید که با دیدن آن رعشه میگیرند و به گریز پناه می برند . جبران خلیل جبران آنانکه از رسیدن به ریشه ھا ھراس دارند ، در روزمرگی دست و پا می زنند . اُردبزرگفیلسوف باید از ایمان به زبان فراتر رود زیرا مفاھیم در چارچوب زبان اسیر می شوند ونمی توان آنھا را کاملا با زبان توضیح داد. فریدریشنیچهبه فرزند عشق خود توانید داد، اما اندیشه تان را ھرگز ، که وی را افکاری دیگر بهسر است ، تفکراتی از آن خویشتن. جبران خلیل جبراناین دیدگاه اشتباست که بپنداریم مرد توانا ، فرزندی ھمچون خود خواھد داشت . اُردبزرگبرای بشر بنیادی تر از بررسی حقیقت جستجوی ارزش آن بوده است و متافیزیسینھا ھمگی به دنبال ارزش گذاری مفاھیم متضاد بوده اند. فریدریشنیچهشما دل به یار خود بسپارید ، ولی نه برای نگھداری آن ، زیرا فقط گرمی زندگی استکه می تواند دلھا را حفظ کند . جبران خلیل جبرانکلید رازھای بزرگ ، در ژرفای کمی نیست . اُرد بزرگآنچه والا بودن یک فرد را ثابت می کند کرده ھای او نیست چون بیخ و بن آنھا معلومنیست و معانی مختلفی دارند ، والایی در ایمان به ھدف و آرمان است. فریدریشنیچهآن ھنگام که تاب زیستن در خلوت دل از کف دھید ، زندگانی در لبھایتان جاریشود . و صدا ، موسیقی دلنوازی ست که بدان ، اوقات گذرانید و دل ، خوش دارید .امابه ترنم این گفتار نیمی از اندیشه تان معصومانه مقتول گردد . که تفکر ، شاھینملکوت است و در قفسکلام ، بالھای خود را شاید که بگشاید ، اما پرواز نتواند .جبران خلیل جبرانPDF created with pdfFactory Pro trial version www.pdffactory.comستایش، ھنگام نو رُستن را . اُرد بزرگدانستن و از مسئولیت فروگذار نکردن و آن را به دیگران محول نکردن از نشانه ھای والابودن است. فریدریشنیچهمعرفت زمانی تکامل می یابد که کار و کوششبا آن ھمراه باشد . جبران خلیل جبرانسخن ھای پست ، آدمھای حقیر را جذب و خردمندان را فراری می دھد . اُرد بزرگکسی که دلشرا به بند بکشد جانشرا آزاد کرده است. فریدریشنیچهبجاست دوستی بخواھی که به روزھایت تلاش و به شبھایت آرامشبخشد. جبرانخلیل جبرانراھی جز نرمشو بازی با ھستی نیست . اُرد بزرگیک دانشمند حتی برای عشق زمینی ھم وقت ندارد! او نه رھبر است نه فرمانبردار.او کمال بخشنیست.سرآغاز ھم نیست. او فردی بی خویشتن است. فریدریشنیچهاگر سزاوار است آن است که دوست با جزر زندگی ات آشنا شود ، بگذار تا با مد آننیز آشنا گردد ، زیرا چه امیدی است به دوستی که می خواھی در کنارش باشی ،تنھا برای ساعات و یا قلمرو مشخصی ؟ جبران خلیل جبران برای آنکه به فرودستی گرفتار نشویی ، دست گیر آدمیان شو . اُرد بزرگھر اخلاق و دستور اخلاقی طبیعت بردگی و حماقت را پرورش می دھد زیرا روح را باانضباط تحمیلی خود خفه و نابود می کند. فریدریشنیچهآنانی که می بخشند و در عطای خود معنایی برای درد و شکنجه نمی یابند . ایناندر جستجوی ھیچ نوع نشاطی نیستند و حتی به فکر نشر مناقب و فضایل خود نمیافتند . اینان آنچه را که دارند می بخشند ، مانند گلھا و ریحانھا که بوی عطرآگین خودرا در چمنزارھا و جلگه ھا پخشمی کنند .خدای بزرگ با دست این افراد سخن می گوید و از میان دیدگان این اشخاص به زمینلبخند می زند . جبران خلیل جبراندر زندگی نادان سرانجام یک گره ، صدھا گره باز نشدنی است . اُرد بزرگاختلاف طبقاتی از ضروریات جامعه است چون عامل اشتیاق به پرورش حالت ھایوالاتر کمیاب تر دورتر و عامل چیرگی بر نفسمی شود. فریدریشنیچهشادمانی اسطوره ایست که در جستجویشھستیم. جبران خلیل جبرانبرای آنکه روانت را بپروری ، ابتدا با خود یکی شو . اُرد بزرگکسانی که در خود احساس حقارت می کنند به دیگران رحم می کنند اما به دلیلغرورشان دم نمی زنند! یعنی درد می کشند و می خواھند با دیگران ھم دردیکنند.کسانی که با دیگران ھمدردی می کنند به دلیل دردمند بودن خودشان است.فریدریشنیچهو تو کیستی؟ تو که باید آدمیان سینه ھای خویشرا در مقابلت بشکافند و پرده حیا وآزرم و عزت نفسخود را پاره کنند تا تو آنھا را به عطای خود سزاور بینی و به جود وکرم خود لایق؟پس ، نخست بنگر تا ببینی آیا ارزش و لیاقت آن را داری که وسیله ای برای بخششباشی ؟آیا شایسته ای تا بخشایشگر باشی؟زیرا فقط حقیقت زندگی است که می تواند در حق زندگی عطا کند، و تو که این ھمهبه عطای خود می بالی فراموش کرده ای که تنھا گواه انتقال عطا از موجودی بهموجود دیگر بوده ای!. جبران خلیل جبراننکات سخت ھم اساسی ساده دارند . اُرد بزرگلذت بیرحمی در دیدن رنج دیگران است اما فردی که بیرحم است این بیرحمیگریبانگیر خودش ھم می شود و به ایشان نیز آزار خواھد رسید. فریدریشنیچهدرختان شعرھایی ھستند که زمین بر آسمان می نویسد و ما آنھا را بریده و از آنھاکاغذ می سازیم تا نادانی و تھی مغزی خویشرا در آنھا به نگارش درآوریم . جبرانخلیل جبرانمرد دلیر بھنگام ستیز و نبرد ، ھمراھانشرا نمی شمارد . اُرد بزرگبشر به دلیل خواست " قدرت " به دنبال شناخت است نه به دلیل تشنگی عقل ناب.فریدریشنیچهگروھی از مردمند که اندکی از ثروت کلان خویشرا می بخشند و آرزویی جز شھرتندارند . این خودخواھی و این شھرت پرستی که به طور ناخودآگاه گرفتارش ھستندبخششآنان را ضایع می سازد . جبران خلیل جبرانآنانکه تیشه به ریشه بزرگان و ریشسفیدان می زنند خود و فرزندانشان را بی پناهخواھند ساخت . اُرد بزرگباید بر فریب حواس خود پیروز شویم . فریدریشنیچهو مردم ھرگز نمی دانند پیشوا جز ذات عظیم آنھا که به سوی آسمان سیر می کند ،شکاری ندارد . جبران خلیل جبران  نادانی ، خودخواھی به بار می آورد . اُرد بزرگاستعداد آدمی را می پوشاند و وقتی استعدادشکاھشیافت آنچه ھست نمایانمی شود. فریدریشنیچهھیچ کسنمی تواند چیزی را به شما بیاموزد جز آنچه که در افق دید و خرد شما وجودداشته و شما از آن غافل بوده اید . جبران خلیل جبراناندیشه و سخن ریشسفیدان برآیند بردباری ، مردمداری و سرد و گرم چشیدگیروزگار است . اُرد بزرگکسی که جنگجوست باید ھمواره در حال جنگ باشد چون زمان صلح با خودش درگیرخواھد شد!. فریدریشنیچهقلب شما در سکوت و آرامش، به اسرار روزھا و شبھا شناخت می یابد ولیگوشھایتان در حسرت و آرزویند که آوای چنین شناختی را که بر قلبھایتان فرود می آید، بشنوند . جبران خلیل جبراندر برف ، سپیدی پیداست . آیا تن به آن می دھی ؟ بسیاری با نمای سپید نزدیکمی شوند که در ژرفنای خود نیستی بھمراه دارند . اُرد بزرگعشق فریبنده و ویرانگر است نه نجات بخش. فریدریشنیچهآه این زندگی است که زندگی را می طلبد ، به توان و امید ، به اشتیاق و شور ، امابه قالب اندامھایی در آمده است که دلواپسمرگند و نگران گور .در اینجا ھیچ گوری نباشد ، ھیچ گوری . جبران خلیل جبران گیتی در جنگ و آوردی بزرگ در گردش است . اندیشه و تلاش خردمندان از یک سو وپوزخند اھریمن و روان دیوپیشگان از سوی دیگر ، معرکه این جھان گذارا است . اُردبزرگفلسفه ھمان خواست قدرت است ھمان خواست علت نخستین. فریدریشنیچهگنجی که در اعماق نامحدود شما حبسشده است ، در لحظه ای که خود نمی دانید، کشف خواھد شد . جبران خلیل جبراناز آه و نفرین بزرگان و ریشسفیدان ھر ایلی باید ترسید . اُرد بزرگنمی توان ھمساز طبیعت بودن را یک اصل اخلاقی دانست. زیرا طبیعت بی رحماست و اگر آدمی بخواھد مطابق با طبیعت زندگی کند باید بی رحم باشد . فریدریشنیچهکسی که بخششمی کند زمانی به نشاط واقعی دست می یابد که پسازجستجوی فراوان نیازمندی را پیدا کند که عطای وی را بپذیرد .تلاش برای یافتن چنینشخصی ، از ایپار لذت بخشتر است . جبران خلیل جبرانپیامد دانایی ، پذیرفتن بار ساماندھی دیگران است . اُرد بزرگذھن و اندیشه مسئول به خطا افتادن بشر است. فریدریشنیچهبه پزشک خود ایمان داشته باشید و به گفته ھایش ، که جز دارویی شفا بخشنیست ، اعتماد کنید و جرعه تلخ او را با طمانینه و خاطری جمع سرکشید . جبرانخلیل جبران ھمواره تنھایی ، توانایی به بار می آورد . اُرد بزرگانسان برتر از ابرانسان بسیار دور است . فریدریشنیچهآرامشگھواره ای ست بر دامن خاک و سنگ پله ھایی به جانب افلاک . جبران خلیلجبراناگر دشمنت با روی خوش نزدیکت شد ، در برابرش خموش باش و تنھایشبگذار . اُردبزرگنخستین نبرد با کسانی است که با احسان شان با ترحمِ حقارت انگیزشان، انسانرا، انسان بیچاره یی را که خودش زیر بار شرم و احساسگناه در مانده است، از پامی اندازند و دومین دومین قلمرویی که منفی خواھی در آن حاکم است قلمرو آیینھای اخلاقی و سیاست است. فریدریشنیچهبه ھنگام باز ایستادن تنفس ،نفساز تکرار پی در پی آزاد می شود و تلاشبرایآزادی از زندانی مخوف و اوج گرفتن در فضایی گسترده و پر از آثار حیات به سویپروردگار ادامه می یابد ، تا بی پرده به وصال برسد . جبران خلیل جبرانتنھا فرومایگان پساز پیروزی ، ھمآورد شکست خورده خویشرا به ریشخند میگیرند . اُرد بزرگبا رنج عمیق درون ، آدمی از دیگران جدا می شود و والا می گردد. فریدریشنیچهدر رنجی که ما می بریم ، درد نه تنھا در زخم ھایمان ، که در اعماق قلب طبیعت نیزحضور دارد.در تغییر ھر فصل ، کوھھا ، درختان و رودھا ظاھری دگرگونه می یابند ،ھمانگونه که انسان در گذر عمر ، با تجربیات و احساساتشتحول می یابد. در دل ھرزمستان ، تپشی از بھار و در پوششسیاه شب، لبخندی از طلوع نمایان است .جبران خلیل جبرانبا ترشرویی به میان مردم رفتن ، تنھا از بیماران ساخته است . اُرد بزرگعلم جھان را توضیح نمی دھد بلکه تفسیر می کند و در واقع معنایی برای وجود نبایددر نظر گرفت. فریدریشنیچهشاید بتوانید دست و پای مرا به غل و زنجیر کشید و یا مرا به زندانی تاریک بیافکنیدولی افکار مرا که آزاد است نمی توانید به اسارت در آورید. جبران خلیل جبرانآن که پند پذیر نیست ، در حال افتادن در چاله سستی و زبونی است . اُرد بزرگابرانسان است که می آفریند . فریدریشنیچهاز ابرانسان است که انسان ھای برتر دلگرمی و شجاعت می گیرند . فریدریشنیچهنامداری بی نیک نامی ، به پشیزی نمی ارزد . اُرد بزرگدر ھمه جا ھر چه مورد انتقاد ابر انسان است ھمواره نوعی خواست ویرانگر و منفیوجود دارد. فریدریشنیچهآنگاه مردم را درست می ببینی که در بلندیھای سر به آسمان کشیده حضور داشتهباشی و نیز در منزلگاھھای دور . جبران خلیل جبران مردمان توانمند در میان جشن و بزم نیستند . آنھا در ھر دم به آرمانی بزرگتر میاندیشند و برای رسیدن به آن در حال پیکارند . اُرد بزرگھمه به چیزی دلبستگی دارند و افراد والاتر به چیزھای والاتر اما افراد فرومایه فکرمی کنند که افراد والاتر به چیزی دلبستگی ندارند و ظاھربینی افراد فرومایه ازسطحی نگری و ریاکاری آنھاست و برپایه ھیچ شناخت اخلاقی نیست. فریدریشنیچهعشق ھنگامی که شما را می پرورد شاخ و برگ فاسد شده را ھرس می کند .جبران خلیل جبراندر پشت ھیچ در بسته ای ننشینید تا روزی باز شود . راه کار دیگری جستجو کنید واگر نیافتید ھمان در را بشکنید . اُرد بزرگانسان ھای آزاده دل شکسته و پر غرور ، خود را از تیررس نگاه دیگران پنھان می کنند.فریدریشنیچهجھت الھی شما ، دریایی است پھناور و بی ساحل . ذات الھی شما از ازل پاکیزهبوده است و تا ابد نیز خالص و پاک خواھد ماند . جبران خلیل جبرانمیان گام نخست و آرمان بازه ای نیست ، آنچه داریم اندازه نبروی کنونی ماست . اُردبزرگفرد خلوت نشین می گوید که واقعیت در کتاب ھا نیست و فیلسوف آن را پنھان میکند. فرد والا از فھمیده شدن توسط دیگران در ھراس است نه از بد فھمیده شدنچون می داند که کسانی که او را بفھمند به سرنوشت او یعنی رنج کشیدن در دنیادچار خواھند شد. فریدریشنیچهھمه آنچه در خلقت است ، در درون شماست و ھر آنچه درون شماست ، در خلقتاست. جبران خلیل جبرانPDF created with pdfFactory Pro trial version www.pdffactory.comاگر می خواھی بزرگ شوی ، از کردار نیک دیگران فراوان یاد کن . اُرد بزرگآینده از آن کسانی است که به استقبالشمی روند . فریدریشنیچهبراستی آیا این خداوند است که انسان را آفریده است یا عکسآن؟خداوند، درھای فراوانی ساخته که به حقیقت گشوده می شوند و آنھا را برای تمامکسانی که با دست ایمان به آن می کوبند ، باز می کند.نیکی در انسان باید آزادانه جریان و تسرِی یابد . جبران خلیل جبرانخویشتن و مردم را ھنگامی می شناسی ، که تنھا شوی . اُرد بزرگحرف کسانی که می گویند عشق بری از خودخواھی ست خنده دار است زیرا ھمهچیز طبق خواست قدرت ما است. فریدریشنیچهبه رویاھا ایمان بیاورید که دروازه ھای ابدیت اند . جبران خلیل جبرانمیھمانی ھای فراوان از ارزش آدمی می کاھد ، مگر دیدار پدر و مادر . اُرد بزرگبا دیگران بودن آلودگی می آورد. فریدریشنیچهگروھی دریای زیبای حقیقت را به درون خود نھان دارند و زلال آنرا در پیاله کوچک کلامنمی کنند . به گرمای مھربان سینه ی آنان باشد که جان به سکوتی موزون ماویگزیند . جبران خلیل جبران دریاھا نماد فروتنی ھستند . در نھاد خود کوه ھایی بلندتر از خشکی دارند ولی ھیچگاه آن را به رخ ما نمی کشند . اُرد بزرگباید در تضادھای دوگانه شک کرد. از کجا معلوم که این تضادھای دوگانه اصلا وابستهبه ھم و یکی نباشند؟ در فلسفه معین ارزشی بیشتر از نامعین دارد ھمان طور کهارزش نمود کمتر از حقیقت است. فریدریشنیچهاگر از دوست خود جدا شدی ، مبادا که بر جدایی اش افسرده و غمین گردی ، زیراآنچه از وجود او در تو دوستی و مھر برانگیخته است ، ای بسا که در غیابشروشن ترو آشکارتر از دوران حضورش باشد . جبران خلیل جبراناگر می خواھی کسی را بزرگ کنی ، پیوسته از او به دشمنی یاد کن . اُرد بزرگنادرستی یک حکم باعث نمی شود که آن حکم را رد کنیم ، احکام نادرست برایزندگی بشری ضروری است و رد کردن آنھا را به معنای رد کردن زندگی است.فریدریشنیچهاگر به دیدار روح مرگ مشتاقید ، ھم به جسم زندگی روی نمایید و دروازه ھای دلبدو برگشایید .که زندگانی و مرگ ، یگانه اند ، ھمچنانکه رودخانه و دریا . جبران خلیل جبرانخموشی در برابر بدگویی از دوستان ، گونه ای دشمنی است . ارد بزرگآنچه برای یک نفر سزاوار است را نمی توان گفت برای فرد دیگر ھم سزاوار است. بهعنوان مثال انکار نفسو افتادگی سزاوار یک فرمانده نیست و برایشفضیلت محسوبنمی شود. حکم یکسان صادر کردن برای ھمه غیر اخلاقی ست. فریدریشنیچهانسان فرزانه با مشعل دانشو حکمت، پیشرفته و راه بشریت را روشن میسازد . جبران خلیل جبرانپیشنیاز دلیر بودن بدنی ورزیده نیست ، گاھی آدمھای سبکبار، پشت کوھستان راھم به خاک مالیده اند . اُرد بزرگبلند پروازی من آنست که در ده جمله چیزی را بگویم که کسی دیگر در یک کتاب میگوید . فریدریشنیچهزندگی روزانه شما پرستشگاه شما و دین شماست .آنگاه که به درون آن پای مینھید، ھمه ھستی خویشرا ھمراه داشته باشید . جبران خلیل جبرانھمای بخت بر شانه ات نخواھد نشست مگر آنکه شانه ای به گستره و پھنایکوھستان داشته باشی . اُرد بزرگکسانی که مردم آنھا را اھل اخلاق می دانند اگر ما اشتباھشان را ببینیم از ما بهبدی یاد خواھند کرد حتی اگر دوست ما باشند. فریدریشنیچهایمان از کردار جدا نیست و عمل از پندار . جبران خلیل جبراندر دوی زندگی ، ھمیشه ھماورد را شانه به شانه ات بپندار و ھمیشه با خود بگو تنھایک گام پیشترم ، تنھا یک گام . اُرد بزرگارزش یابی ھر چیز بستگی به توان خواھی آن دارد. فریدریشنیچهچه حقیر است و کوچک ، زندگی آنکه دستانشرا میان دیده و دنیا قرار داده و ھیچنمی بیند جز خطوط باریک دستانش. در خانه نادانی ، آینه ای نیست که روح خود رادر آن به تماشا بنشیند . جبران خلیل جبران آدم خودباور ، ھیچ گاه برای رسیدن به مادیات ، ارزشھای آدمی را زیر پا نمی گذارد .اُرد بزرگفرزانگی نمی تواند خود خواھانه باشد و فرزانه نمی تواند منزوی بماند . فریدریشنیچهبا سالخوردگان و افراد با تجربه مشورت کنید که چشمھایشان ، چھره ی سالھا رادیده و گوشھایشان ، نوای زندگی را شنیده است . جبران خلیل جبراناگر جانت در خطر بود بجای پنھان شدن بکوش ھمگان را از گرفتاری خویشآگاهسازی . اُرد بزرگعرصه عمل برای ابر انسان بی کرانه است . فریدریشنیچهکامل ترین پاداش برای انسان ، بخششی است که بتواند امیال ھستی اش را تغییردھد و خواستھای دو لب خشکیده از عطشاو را دگرگون سازد و تمام زندگی اش رابه چشمه ھای ھمیشه جوشان و ابدی تبدیل کند . جبران خلیل جبرانبزرگی ، بی مھر و دوستی بدست نمی آید . اُرد بزرگدرسی که از بازگشت جاودان می گیریم این است که چیز منفی باز نمی گردد.معنای بازگشت جاودان این است که ھستی، انتخاب است. تنھا آن چیزی باز میگردد که تصدیق کند یا تصدیق شود . فریدریشنیچهشکنجه ھا عشق به شما روا می دارد تا به رازی که در دلھایتان نھفته است پی بریدو بدین وسیله جزئی از قبل حیات باشید . جبران خلیل جبران ھنرمند و نویسنده مزدور ، از ھر کشنده ای زیانبارتر است . اُرد بزرگسرود ابرانسان، سرود ارزش ھای نو آفریده است . فریدریشنیچهچنانکه برگ ناچیز درخت نمی تواند رنگ سبز خود را تغییر دھد و آن را به زردی درآورد، جز با خواست طینت درخت و نوعی شناخت که در نھاد آن به کار گرفته شده است، کسی ھم که مرتکب گناھی می شود قادر نیست بدون خواست و اراده ناپیدایشما و نیز بدون آگاھیھای مرموز دل شما مرتکب بزھکاری شود ، زیرا شما ھمگی دریک قافله رو به سوی ذات الھی در حرکتید (راه شمایید و رھروان شما ) . جبران خلیلجبراناگر می خواھی دوستیت پا برجا بماند ھیچ گاه با دوستت شریک مشو . اُرد بزرگاصولا زمانی پوچی برای چیزی معنا پیدا میکند که بیایم برای آن ، ھدفی تعریفکنیم .و اگر بدانیم ھدفی در کار نیست، به پوچی ھم نخواھیم رسید . فریدریشنیچهظاھر ھر چیز بنا بر احساس ما تغییر می کند و به این خاطر، سحر و زیبایی را در آنمی بینیم ، حال آنکه سحر و زیبایی، به واقع درون خود ماست.آنکه فرشتگان وشیاطین را در زیبایی و زشتی زندگی نمی بیند ، به یقین از دانشو آگاھی دور استو روحشنیز تھی از عشق و محبت . جبران خلیل جبرانبا گذشت ، شما چیزی را از دست نمی دھید بلکه بدست می آورید . اُرد بزرگجرم این است که ندانیم زندگی خیلی ساده تر از اینھاست که ما فکر می کنیم .فریدریشنیچهزمانی که خورشید از پیشوایان در غروب جدا می شود ، ھنگامی که از مشرق دوبارهزبانه کشد ھرگز آنھا را در آن مکان نخواھد دید ، زیرا آنھا در حرکت و سیری که بهایشان ارزانی شده است ھمچنان بیدار و در حرکتند ، حتی اگر زمین به خواب رفتهباشد . جبران خلیل جبران سختی ھای بزرگ به آدمی نیرویی دو چندان می بخشد . اُرد بزرگفلسفه معنوی ترین خواست قدرت است . فریدریشنیچهانسانیت روح خداوند است در زمین.در اعماق روح، شوقی است که انسان را از دیدهبه نادیده ، و به سوی فلسفه و ملکوت سوق می دھد. جبران خلیل جبرانجز نامیدی و افسردگی ھیچ بن بستی در زندگی آدمی نیست . اُرد بزرگکششبه سوی توانایی گوھره اصلی زندگی انسان می داند . فریدریشنیچهاگر نوازندگان و پایکوبان و بازیگران به سوی شما آمدند ،از عطایای آنان بگیرید و ھرگزمحرومشان نسازید ، زیرا آنان میوه ھا و عطر ھا را چون شما جمع آوری می کنند و بااینکه متاع خود را از رویاھا به دست می آورند و کالای خود را از خوابھا و خیالھاساخته اند ولی ، به ھر صورت ، کالای آنان زیبنده ترین جامه برای روح شما ولذیذترین غذا برای روان شماست . جبران خلیل جبراندیدگاه خوب مردم ، بھترین پشتیبان برگزیدگان است . اُرد بزرگفروپاشی و زوال ھر فرھنگ یا ھر شخص ھنگامی رخ می دھد که کششبه سوینیرومندی رنگ بازد و چیز دیگری بر این کششاولویت یابد ، ولو این جایگزین خرد ،دانشو ھنر باشد. فریدریشنیچهدر ھر کاری که انجام می دھی ، روح خود را در آن سھیم گردان و اطمینان داشتهباش که تمام ارواح پاکی که از این خاکدان رو به اقلیم بالا رخت بر بسته اند ، از عالمبالا فرود آمده و اطراف تو حلقه زده اند و به دقت در اعمال تو می نگرند . جبران خلیلجبران برای ربودن دل آدمیان باید بر ھم پیشی گرفت و این زیباترین آورد زندگی است . اُردبزرگفرد مقتدر کسی است که قادر به کسب تعھد است، زیرا حق چنین کاری را بهدست آورده و یا کسب کرده است. فریدریشنیچهکسی که کشته می شود ، در جریان قتل خود سھمی دارد و نمی تواند از آن تبرئهشود . آن که چیزی از وی به سرقت می رود نمی تواند از سرزنشبرکنار باشد.انساننیکوکار ھرگز نمی تواند خود را از اعمال تبھکاران تبرئه کند ، و انسان پاک نمی تواند ازآلودگی و ناپاکی تبھکاران در امان باشد . چه بسا که انسان مجرم ، خود قربانیکسی است که جرم و جنایت را در حق او انجام داده. جبران خلیل جبرانخوش نامی بزرگترین فر و افتخار ھر آدمی است . اُرد بزرگزمان لا یتناھی است و ھر چه وجود دارد، در یک گردش ادواری تکرار می شود و اینعمل تا انتھای نا معلومی ادامه خواھد داشت. فریدریشنیچهشما در بسیاری از رنجھا بر سر دو راھی قرار گرفته اید ، و این رنجھا جرعه ھاییھستند بسیار تلخ و زھرآگین که پزشکی حکیم و چیره دست بیماریھایی را که دردرونتان ریشه دوانیده اند ، با آنھا علاج می کند . جبران خلیل جبرانجشن ھای بزرگ انگیزه افزایشباروری و پویایی آدمیان می شود . اُرد بزرگبرای گله ی انسانی تمام نشانه ھای ابرانسان چون نشانه ھای بیماری یا دیوانگیظاھر می شوند. فریدریشنیچهھر گاه مھر به شما اشاره کند دنبالشبروید .حتی اگر گذرگاھشسخت و ناھمواراست .و وقتی بال ھایششما را در بر می گیرد اطاعت کنید .حتی اگر شمشیری کهدر میان پرھایشپنھان است شما را زخمی کند .و اگر با شما سخن گفت او را باورکنید .گر چه صدایشرویاھای شما را بر آشوبد چون باد شمال که باغ را ویران میکند . جبران خلیل جبران سربازی که می ترسد ، جان خود و دیگر سربازان را به خطر می افکند . اُرد بزرگھزار تلاش انسان به اندازه یک تقدیر کارساز نیست. فریدریشنیچهطبیعت با آغوشی باز و دستانی گرم ، از ما استقبال کرده و می خواھد که از زیباییاش لذت بریم.چرا انسان باید آنچه در طبیعت ساخته شده است را از بین برد ؟ جبرانخلیل جبرانپایانEhsan